سیاساج و من و آواز
چه در دل من
چه در سر تو
من از تو رسیدم به باور تو
تو بودی و من، به گریه نشستم برابر تو
به خاطر تو
به گریه نشستم
بگو چه کنم ...
با تو ، شوری در جان
بی تو ، جانی ویران
از این ، زخم ِ پنهان
می میرم ...
نامت در من باران
یادت در دل طوفان
با تو ، امشب پایان
می گیرم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط زاغولک
من یه دختر کوچولوی چشم زاغم... همون زاغولک!!!