اندر حوالات ما

زنگ خوردن تلفن خانه همانا و گله های من از تنبلی آجی همان که الهام جان،  آجی را "بی بخار" خطاب کردندی و مرا بر آن داشت که او را از دام رخوت رها کردمندی (!!!!!!!!!!!!)

حالا یک شوالیه ی چااااااق و خپلووو به شما نگریستندی :))

شوالیه طناب دور خندق بلا پیچیده و شال خونین بر گردن نهادندی، تیر های چندشعبه بر کمر و کلاه آناناسی بر سر گذاشتندی :)))

و تمام رخ شوالیه؛ چشمهای شهلایش :))

بنده بر این مجسمه ی خپل،  کوزت وار ناخن ها کشیدم و آجی مهندس وار نظارت ها کرد :)))

کتاب دونی 4

ادامه ی پست کتابدونیِ 1 و 2 و 3:

اسم کتابایی که همین نزدیکی ها خوندم: (دوستام لطفا کتابایی که خوندین و دوست داشتینو برام بنویسن تا بخونمشون)

1-علوم وحشتناک(نویسنده: نیک آرنولد)                                                                          

2 -علوم وحشتناک-جانداران سمی هولناک (نویسنده: نیک آرنولد)

3-علوم وحشتناک- پزشکی پردردسر(نویسنده: نیک آرنولد)

4-علوم وحشتناک- آزمایش های انفجاری(نویسنده: نیک آرنولد)

5 -احمق ها و خوش شانسی (نویسنده: مارکوس سجویک)

6 -یک جفت جغد غمگین ( نویسنده : علی ا... سلیمی)

7 -من مارتین نیستم ( نویسنده : آر ال استاین )     

8 -ماسک نفرین شده ( نویسنده : آر ال استاین )  

9 -خانه ی مرگ( نویسنده: آر ال استاین )

10 -شبح سخن گو ( نویسنده : آر ال استاین )

11 -فراموشم مکن ( نویسنده : آر ال استاین )

12 -مترسک نیمه شب راه می افتد ( نویسنده : آر ال استاین )

13 -من یک اهریمنم ( نویسنده : آر ال استاین )

شغل پسران آقای گوجین

 

پسرهای آقای گوجین زل می زنند به افق، صبح تا شب   :))))))))))))


آقای گوجین

 آقای گوجیــــــــــــــــــــــــــن

پدر خانواده، بعد از رُب شدن مامان بچه ها، سیبیلهای چخماقیش سفید و نامتعادل شد، چشمهاش ضعیف شده... همه اش سیبیلهاش میره چشمهاشو خراش میده و همه اش اون صحنه ی دلخراشی که خانمش قل خورد و رفت زیر چرخهای ماشین سیاساج و رب شد رو به خاطر میاره.

با اینکه با من و آجیم زندگی میکنه ولی با ما خوب نشده هنوز . موقع عکس گرفتن هم چشمهاش رو به زمین دوخت و به دوربین نگاه نکرد. با سیاساج که دشمنی داره و هربار میبیندش میخواد خودشو بکوبه به لباسای سیاساج تا خودش بترکه و خونش لباسای سیاساج رو گوجه ای کنه و انتقام بگیره !!!!

بعضی مشخصات ظاهری:

قد: 2.3 سانتیمتر

وزن: 6 گرم

دور کمر: 9.2 سانتیمتر

سن: 40 سال گوجه ای (4 ماه انسانی)

غذای مورد علاقه: آب و سیلسیم

*کتاب دونی2 *

ادامه ی پست کتابدونیِ 1:

اسم کتابایی که همین نزدیکی ها خوندم: (دوستام لطفا کتابایی که خوندین و دوست داشتینو برام بنویسن تا بخونمشون)


1- کاش خانه های شکلاتی وجود داشتند

2- تندپا و بادپا

3- بابا کفاش و شیطونک ها (نویسنده:پوراسماعیلی)

4-ستاره ی پیر(نویسنده: جمشید سپاهی)

5-قوی سپید(نویسنده:فتح الله دیده بان)

6- درخت بخشنده(نویسنده:شل سیلور استاین)

7-اسباب بازی ها(نویسنده:کبری قیصری)

8-آفتاب برنی(نویسنده:زینب عطایی)

9- مسخ (نویسنده:فرانتس کافکا)

10- زهرالربیع(نویسنده:مجیدشفیعی)

11- نامه های خط خطی (نویسنده:عرفان نظرآهاری)

یازدهمی رو دوستِ آجی -الهام جون- داد که من بخونم.

قبلاً ها بقیه ی کتابهای عرفان نظرآهاری رو داده بود که من خوندم.

اون ها:

12- پیامبری از کنار خانه ما رد شد

13- در سینه ات نهنگی می تپد

14- لیلی نام تمام دختران زمین است

15- من هشتمین آن هفت نفرم

یکی دیگه هم بود که اسمش یادم نمیاد ،کمک!!

سیاساج و من و آواز

چه در دل من

چه در سر تو

من از تو رسیدم به باور تو

تو بودی و من، به گریه نشستم برابر تو

به خاطر تو

به گریه نشستم

بگو چه کنم ...

 

با تو ، شوری در جان

بی تو ، جانی ویران

از این ، زخم ِ پنهان

می میرم ...

نامت در من باران

یادت در دل طوفان

با تو ، امشب پایان

می گیرم ...

یعنی این برق برقیا چیه؟

خب جونم براتون بگه من و دخترخالم(کیشمیش خانم) در حال قدم زدن کنار رود خونه ی خونه ی مادربزرگمون بودیم اینطوری:


که چشممون به سنگی افتاد عجیب الخلقه، که رویش برق میزد؛ و ما این شکلی شدیم(بدون گوش ما رو تصورکنیدااااااااااا)       : 


 نه از این سنگ ها که خالهایی به اندازه نوک سوزن دارنا ، نه ... هر کدوم از خالهاش به اندازه یه کیشمیش ! آره همین کیشمیش خوردنی بودن.

از کسایی که سنگ ها رو میشناسه و درکل رابطه صمیمانه ای با سنگ ها داره می خوام که به سوال من پاسخ بده :

خوب حالا اطلاعاتی که من درباره خالهای روی سنگم دارم همینهاست :

1- جذب آهن ربا نمیشه

2- توی آب حل نمیشه

3- نقره ایه

4 - برق میزنه

5- کنده هم میشه

6- ورقه ورقه کنده میشه

7- زنگ هم نمیزنه

.......................

خب کی میتونه بگه اینایی که روشه مثل خال، از جنس چیه ؟



شکلک برای ابراز ناراحتی و   شکل برای خوشحالی است.

سیاساج و من و آواز

دوستت دارم سرزمین من...... دوستت دارم بهترین من..... دوستت دارم مهد دین من

سیاساج و من و آواز

 ستاره ها نهفتن در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من


خسته شدم دیگه اینقدر این شعر رو خوندیم ... اه ... دیگه نمیخونمش ، این آخرین بار بود

سیاساج و من و آواز

این نوحه واسه ی آقای کویتی پوره و توسط ما اجرا شد: )

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه / هم سوخته شمع ماه هم سوخته پروانه

سیاساج و من و آواز


باآهنگ بخونید

آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم

                                                              دوریش برایم مشکله کاشکی اونو می بستم 2

ای خدا چیکارکنم....آهومو پیداکنم 2

                                                              وای چی کنم وای چی کنم کجا اونوپیداکنم 2

 

کاشکی اونو می بستم ... کاشکی اونو می بستم


ماکه رفتیم

سیاساج و من و آواز

امروز خواندیم با خوشحالی این آواز غمگین رو

من مانده ام تنهای تنهاااااا من مانده ام تنها میان سیل غم ها...

خرس کوچولوی دست ساز خودم!!












امروز تصمیم گرفتم یه خرس کوچولو درست کنم همینیه که دارید مشاهده مینمویید!!(توجه اسمش تدی هستش)